اصولا کتاب سالهای ابری داستان نیست. یک نوع مونوگرافی است که بیشتر به جغرافیای تاریخی شهر کرمانشاه شباهت دارد. چرا که سال هاي ابري سرگذشت يك نفرنيست، سرگذشت مجموعه ای از افراد است که قرار است شرایط زندگی در زمان حکومت پهلوی و جنگ جهانی و تاثیر آن بر ایران را نشان دهد. نویسنده سعی دارد ظلم تعددی اربابان و حکومت را بر مردم ضعیف و فقیر نشان دهد. سال هاي ابري مي‌گويد كه برما چه گذشت. چه مظلومانه، چه بي گناه، چه پاك… نابود شديم. به طور خلاصه، قهرمان اصلی داستان شریف داوریشه، پسربچه‌ای سه، چهار ساله است که در خانواده‌ی فقیر، سنتی و خرافاتی زندگی می‌کند و رمان تا حدود چهل سالگی وی را روایت می‌کند. شریف داوریشه فرزند اول خانواده است که روایت خود را از تولد فرزند سوم خانواده و تلاش مادرش در به دنیا آوردن وی آغاز می‌کند. شریف به تدریج با مشاهدۀ ظلم و ستمی که بر اطرافیان و جامعه‌اش وارد می‌شود، و تحت تأثیر «آقا مرتضی» و دایی‌اش به فردی انقلابی تبدیل می‌شود و با حکومت محمدرضا پهلوی به مبارزه برمی‌خیزد.

مصاحبه هایی که بعدها با نویسنده انجام شده، نشان می دهد که شخصیت شریف خود آقای درویشیان است و بسیاری از شخصیت های داستان با الهام از رفتار و سکنات اطرافیان او طراحی و تشریح شده است. شاید نتوان گفت که یک جمله کلیدی در این کتاب وجود دارد، چرا که بسیاری از دیالوگ های کتاب به نوعی جمله کلیدی هستند.