خلاصه وضع بشتر، نوشته هانا آرنت، بخش اول
وضع بشر با دو رویداد تقریبا بی ربط شروع می شود. این رویدادها شامل اولین رویداد پرتاب ماهوار ساخت انسان به فضا در سال 1957 و ظهور اتوماسیون یا خودکاری است. رویدادهایی که به نظر آرنت هم سرنوشت سازند و هم نگران کننده. آرنت پرتاب اولین ماهواره به فضاها را خیلی مهمتر از شکافتن اتم می داند. و اعتقاد دارد این کار به جای این که شادی و غرور را در انسانها به وجود آورد، خیال انسان ها را راحت کرد. چون اولین گام را برای رهایی از زندان زمین برداشت. نفس راحتی که انسانها بعد از این رویداد کشیدند، نشان داد که انسان امروزی هیچ شک و شبهه ای برای سازگار کردن خود با علم ندارد. بلکه از علم جلوتر افتاده است. فرار از زمین خیلی قبل تر در ادبیات علمی و تخیلی بیان شده بود. ادبیاتی که هیچ کس محملی برای انتقال احساسات و امیال جمعی به آن توجهی نمی کرد. دیدن زمین به شکل قفسی انسانی از آن جهت قابل تامل است که هیچ سابقه ای در تاریخ بشر نداشت. در تاریخ اندیشه بشر نمونه هایی وجود دارد که حیات مادی یا بدن تحقیر بشود. اما این نگاه که تصور زمین به عنوان زندان تا پیش از این بی سابقه بود. شاید یکی از دلایل خاص فرار از زمین، این بود که در عصر اتم هر آن ممکن بود جهان با جنگ اتمی نابود بشود. بشر نیاز داشت در صورت نابودی زمین، جایی برای زندگی داشته باشد. هر قدرتی که می توانست زودتر این امکان را فراهم نماید، آقای جهان می شد.